تبلیغات
پایگاه شهید خجسته رشت - اثبات طول عمر حضرت ولى عصر ارواحنا فداه
امروز كتابخوانى و علم‏ آموزى، نه تنها یك وظیفه ‏ى ملى، كه یك واجب دینى است.(مقام معظم رهبری)
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
اثبات طول عمر حضرت ولى عصر ارواحنا فداه

طول عمر حضرت ولى عصر ارواحنا فداه

یكى از مطالبى كه همواره بشر در جستجو و تحصیل آن بوده، طول عمر و زندگى است؛ طول عمر توأم با سلامتى و توفیق از نعمتهائى است كه ارزش آن را نمى‏توان معین كرد، غریزه حب به ذات، حب بقا و غرائز دیگر انسانها راعاشق و دل باخته طول عمر ساخته و آنها را وادار مى‏سازد كه در این راه منتهاى سعى و تلاش را انجام دهند تا بلكه مدتى اگر چه كوتاه باشد این ریسمان عمر را بلندتر سازند.

آنچه فحص و مطالعه در اطراف این موضوع نشان مى‏دهد این است كه امكان عمر بسیار دراز همواره مورد قبول بوده و تا كنون كسى عدم امكان و امتناع آن را عنوان نكرده است. 

ما نخست امكان طول عمر را از نظر علوم و دانشهاى عصرى مانند علم پزشكى و علم زیست‏شناسى، اطلاعاتى كه از احوال سایر مخلوقات داریم با مقایسه انسان به آنها مورد توجه قرار مى‏دهیم و سپس مراجعه با ادیان آسمانى نموده در امكان و صحت آن از نظر عقاید دینى سخن مى‏گوئیم.

طول عمر از نظر دانش و علم

 

از نظر علوم امروز باید دانست كه علم، امكان طول عمر را كاملا تأیید كرده و كوشش بشر را در این راه كوشش نتیجه بخش و موفقیت آمیز و لازم مى‏شناسد و براى طول عمر حد و اندازه‏اى معلوم نمى‏كند. علم مى‏گوید: تقلیل متوفیات و مرگ و میرها، و طولانى ساختن عمر وارد یك مرحله عملى شده و با كمال سرعت رو به تكامل است و حد متوسط عمر در كمى بیشتر از یك قرن از 47 به 74 رسیده است.

دكتر «الكسیس كارل» در سال 1912 میلادى موفق به نگهدارى یك مرغ به مدت سى سال شد، در حالى كه زندگى مرغ حداكثر از ده سال تجاوز نمى‏كند( 1 )

هشتصد سال زندگى

 

دكتر «هنرى الحیس» مى‏گوید: باید حد متوسط مرگ و میر عمومى را به حد مرگ و میر اطفال كمتر از ده سال رسانید و اگر این مسأله عملى شود، انسان آینده، هشتصد سال زندگى خواهد كرد( 2 ).

دانشمندان هنوز در تعیین مرز قاطع (زندگى طبیعى) بشر به موفقیتى نرسیده‏اند.

مرز منطقى زندگى به نظر دانشمندان تفاوت دارد «پاولوف» مرز طبیعى حیات انسان را 100 سال مى‏دانست «مچنیكوف» آن را 150 تا 160 قلمداد مى‏كرد.

پزشك و دانشمند مشهور آلمانى «گوفلاند» معتقد بود كه مدت عادى زندگى بشر 200 سال است.

فیزیولوژیست مشهور قرن نوزدهم «فلوگر» آن را تا 600 سال و «روجربیكن» انگلیسى تا 1000 سال قلمداد كرده‏اند( 3 ). ولى هیچیك دلیلى بر اینكه این مرزها مرز قاطع باشد كه از آن تجاوز نكند ارائه نمى‏دهند.

به عقیده دانشمند روسى «ایلیا مچنیكوف» پزشك و فیزیولوژیست، یاخته‏ها و سلولهاى بدن انسان كه تقریباً شصت تریلیون مى‏باشد از سموم ترشح شده توسط باكتریهاى سمى روده مخصوصاً روده بزرگ ( كه در آن روزانه 130 تریلیون میكروب زاده مى‏شود) مسموم مى‏شوند.

بسیارى از این باكتریهاى زیانى به بدن نمى‏رسانند ولى بعض از آنها سمى هستند.

اینها بدن را از داخل توسط سمهائى كه تولید مى‏كنند ( مانند گازهاى فنل و اندل) مسموم مى‏سازند؛ احتمالاً یاخته‏ها و بافتهاى سازنده بدن در اثر این مسمویت به پیرى زود رس دچار مى‏شودند، وقتى یاخته پیر شده، به سختى مى‏تواند نیازهاى حیاتى را رفع نماید و در تكثیر آن اختلال پدید آمده و سپس مى‏میرد( 4 )

پروفسور «اسمیس» استاد دانشگاه كلمبیا مى‏گوید: حد و حصر سن، مثل دیوار صوتى است، همانطور كه دیوار صوتى امروزه شكسته شده، این دیوار سن نیز روزى خواهد شكست( 5 ).

هفتاد هزار سال عمر

 

آزمایشاتى كه بر روى بعضى از حیوانات ریز آبى انجام شده علما را به امكان تغییر دوران حیات امیدوار نموده و همچنین دانشمندان در روى مگسهاى میوه‏ها آزمایشهائى نمودند كه در نتیجه عمر آنها نهصد برابر عمر طبیعى گردید( 6 ) بنابر این اگر این امتحان بر روى انسان با موفقیت عملى شود و عمر طبیعى انسان را هشتاد سال فرض كنیم، امكان طولانى كردن عمر تا هفتاد و دوهزار سال ثابت مى‏شود.

همچنین در روى نسوج بعضى حیوانات، مطالعاتى جریان دارد كه كاملا بشر را در این زمینه به آینده خوش بین نموده و انتظار مى‏رود كه در آینده طول عمر و بازگشت نیروى جوانى در دسترس همگان قرار بگیرد.

بسیارى از علما به مسأله اعاده نیروى جوانى بیشتر توجه دارند تابه مسأله طول عمر؛ زیرا از مسأله طولانى ساختن و ادامه حیات در شرایط مخصوصى به هر مقدار خود را فارغ مى‏دانند و در حقیقت آن را حل شده و عملى مى‏شمارند فقط مى‏گویند: باید فكرى براى پیرى كرد و سرمى تهیه نمود كه از پیرى جلوگیرى كند؛ زیرا عمر هر چه طولانى شود اگر بازحمت پیرى توأم شود لذت بخش نیست.

مرگ نه مولود طول عمر و نه نتیجه پیرى است؛ بلكه مرگ نتیجه بیمارى و رعایت نكردن قواعد حفظ الصحه و بهداشت بدن و سلامت مزاج است كه اگر انسان بتواند بر عواملى كه مزاج را تحت تأثیر قرار مى‏دهند مسلط شود، مى‏تواند مرگ را مهار نماید.

این عوامل عبارت است از صحت مزاج پدر و مادر، و پدر و ماور آنها و اطلاع آنان به قواعد بهداشتى تولید مثل، آداب نكاح، اعتدال مزاج مادر در ایام حمل، رعایت دستورات بهداشتى در دوره باردارى و هنگام رضاع و شیر دادن، حسن تربیت فرزند، مساعدت محیط و هوا، رعایت اعتدال در خواب و استراحت، كار و معاشرت و انتخاب جامه و پاى افزار، مصاحبت با مردمان صحیح الاخلاق و مستقیم، ایمان به خدا و امنیت، صفاى باطن و تنزه آن از عقائد خرافى و باطل، استفاده از غذاهاى سالم و خود دارى از صرف مسكرات و نوشابه‏هاى الكلى و شرایط دیگر از این قبیل كه چون بیشتر این عوامل تحت كنترل انسان نیست ناچار مغلوب شده و تسلیم مرگ مى‏شود.

آمارهائى كه راجع به تعداد متوفیات و تفاوت آنها به حسب شغل و حرفه و محیط و مسكن از طرف شركتهاى بیمه منتشر مى‏شود ثابت مى‏كند كه اختلاف اعمار بشر مربوط به یك سلسله عوامل خارجى است كه هر چه این عوامل كمتر شود، عمر طولانى‏تر مى‏شود. چنانچه مكرر دیده شده اشخاصى متجاوز از صد و پنجاه، صد و شصت، صد و هفتاد و دویست و بیشتر زندگى كرده‏اند، و در همین عصر، ما اشخاصى را مى‏شناسیم كه سن آنها از صدو پنجاه متجاوز است، و این نیست مگر در اثر آنكه عوامل كشنده كمتر به سراغ آنها رفته است.

خلاصه سخن این است كه: امكان عادى طول عمر در جهان علم صد در صد مورد قبول و غیر قابل انكار است.

براى اینكه معلوم شود تعجبى كه ما از عمر بسیار طولانى مى‏نمائیم، معلول انس و عادت به عمرهاى كوتاه است، در سخن یك پزشك انگلیسى دقت فرمائید، این پزشك مى‏گوید: اگر منطقه كانال پاناما كه مشهور به بیماریهاى فراوان است از سایر نقاط جهان جدا شود و ما در آن‏جا زندگى كنیم و از سرگذشت مرگ و زندگى در سایر نقاط بى اطلاع باشیم خواهیم گفت: كثرت وفیات در این منطقه و كوتاهى عمر از امور معین به حكم طبیعت است و تغییر آن از دسترس علم خارج است؛ پس معلوم مى‏شود كه جهل ما به اسباب بعضى از بیماریها مانع از تقلیل وفیات و طولانى شدن عمر است و هر كس در این نظر با من مباحثه كند (كثرت میزان وفیات و عمرها را در حدى ثابت بداند) از او مى‏پرسم:

كدام دوره از دوره‏هاى عمر ثابت است؟

دوره عمر در هند یا در نیوزیلند یا آمریكا یا در منطقه قنال؟

و كدام پیشه و شغل است كه دوره عمر در آن ثابت است؟

آیا پیشه و شغل است كه دوره عمر در آن ثابت است؟

آیا پیشه فلكى و ستاره‏شناسى كه وفیات آن 15 تا 20 در صد زیر حد متوسط است؟ یا وكالت دادگسترى كه وفیات آن 5 تا 15 در صد فوق متوسط است؟ یا تنطیف شبكات كه وفیات آن 40 تا 60 در صد فوق متوسط است؟

اینها مثالهائى از تفاوت بسیار در متوسط وفیات به حسب مشاغل و پیشه‏ها است. بعلاوه ما ادله بسیار دیگر نیز داریم كه دلالت دارد بر تغییرات مهم در دوران حیات به وسائل صناعى سپس آزمایشهائى را كه روى بعضى حیوانات شده و همه ناجح و موفقیت آمیز بوده شرح داده است( 7 )

طول عمر از نظر ادیان

 

ادیان همه با اتفاق از عمر بسیار طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده‏اند.

تورات كتابى كه با همین وضع تحریف شده مورد اعتماد یهود و نصارى است، در سفر تكوین اصحاح 5، آیه 5 و 8 و 11 و 14 و 17 و20 و 27 و 31 و در اصحاح 9، آیه 29 و اسحاح 11 آیه 10 تا 17 و در موارد دیگر، افرادى را از پیغمبران و دیگران نام برده و عمرهاى طولانى هر یك را كه متجاوز از چهار صد ، ششصد ، هفتصد ، هشتصد و نهصد بوده، به صراحت بیان داشته است.(102)

علاوه بر این معتقدند كه «ایلیا» براى اینكه الم مرگ را نبیند زنده به آسمان مرفوع شد و «آدم كلارك» مفسر مى‏گوید: شكى نیست در اینكه ایلیا زنده به آسمان مرفوع شد( 8 )

دین مقدس اسلام

 

در دین اسلام امكان عمر طولانى یكى از مسایل مورد اتفاق مى‏باشد و قرآن مجید در نهایت صراحت از عمر طولانى نوح در سوره عنكبوت آیه 14 خبر مى‏دهد:

«فلبث فیهم ألف سنة الا خمسین عاماً»

كه فقط مدت اشتغال نوح پیغمبر - على نبینا و آله وعلیه‏السلام - به دعوت قوم، پیش از طوفان به صریح این آیه نهصد و پنجاه سال بوده است و اگر سالهاى پیش از دعوت و سالهاى بعد از دعوت رابه حساب بیاوریم چه مقدار مى‏شود، خدا عالم است.

و عموم مسلمانان اتفاق دارند كه عیسى و بلكه خضر و ادریس و الیاس زنده هستند و عیسى در آخر الزمان به زمین خواهد آمد و به حضرت مهدى(ع) در نماز اقتدا خواهد كرد.

از نظر تاریخ نیز عمر طولانى مورد تأیید است و تواریخى كه در دست داریم، اشخاص بسیارى را نشان مى‏دهند كه از عمر طولانى و زندگى بلند برخوردار شده‏اند.

یكى از كتابهائى كه به خصوص در تاریخ زندگى و شرح احوال معمرین نگاشته شده و یكى از مآخذ و مصادر و كتب مهم تراجم و رجال به شمار مى‏رود كتابى است كه ابوحاتم سبحستانى (متوفى 350) به نام «المعمرون» تألیف كرده است، این كتاب كه اخیراً هم با فهرست و اسلوب عالى طبع شده سوابق تاریخى طول عمر را بطور كامل و مبسوط روشن مى‏سازد.

نتیجه

 

ما از هر نظر كه ملاحظه كنیم حتى تواریخ عهد باستان را هم اگر جلو بیاوریم یا علم قدیم و فلسفه یونان را مستند قرار دهیم و یا آنكه به علوم جدید اعتماد نمائیم و یا به اخبار انبیا و پیامبران اتكا و استناد نمائیم، همه امكان طول عمر و وقوع آن را تصدیق و اثبات مى‏نمایند و آن را خارق عادت و اعجاز یعنى بیرون از قوانین و نوامیس طبیعى عالم نمى‏شمارند.

بله چون افرادى كه عمر طولانى كرده‏اند نادرند قدرى نامأنوس و جالب توجه است. در صورتى كه از نظر علمى باید گفت این عمرهاى كوتاه خلاف سنن خلقت و قواعد اصلى عالم طبیعت است و اگر عوارضى كه گفته شد مانع نبود باید عمر كوتاه خلاف عادت شده باشد.

اما طول عمر حضرت ولى عصر (ارواح العالمین له الفدا)

ما مى‏گوئیم اصلاً طول عمر ایشان اگر چند هزار سال دیگر و بلكه بیشتر نیز بر آن افزوده شود نباید مورد حرف و محل شبهه باشد؛ زیرا امكان ذاتى و امكان وقوعى طول عمر ثابت و مسلم است، حال ما چه امكان طبیعى طول عمر و وقوع آن را ثابت كنیم ( چنانچه ثابت است) و چه امكان آن را ثابت ندانیم و عمر طولانى را یك امر خارق العاده و معجزه بشماریم، در مورد طول عمر ایشان اگر ایمان به خدا و قدرت و توانائى و صحت نبوتها داریم نباید تردید كنیم.

مسأله طول عمر آن حضرت مسأله‏اى است كه صدها حدیث بر آن دلالت دارد و مشیت ازلى الهى بر آن تعلق گرفته است.

هركس خدا را قادر و توانا مى‏شناسد، باید آن را باور كند و هر كس العیاذبالله خدا را عاجز مى‏شمارد و عجز را نقص و از صفات سلبیه حق نمى‏داند، هر چه دلش مى‏خواهد بگوید؛ اما مى‏گوئیم عجز، نقص است و ناقص، محتاج است و محتاج واجب الو جود نمى‏باشد.

حضرت صاحب الامر - عجل الله تعالى فرجه - را در این دوران عمر طولانى مكرر مردمان بزرگ كه از صفاى باطن و استعداد خاص بهره‏مند بوده‏اند، زیارت و مشرف به ملاقات و نعمت دیدارش شده‏اند.

در این موضوع سخن از امكان طول عمر و عدم امكان بى مورد است.

آن‏كه فرضاً مى‏گوید طول عمر محال عقلى است و عقلاً امكان ناپذیر است، یا مى‏گوید محال طبیعى است، باید برهان و دلیل بیاورد، مع ذلك ما ثابت كردیم كه عمر بسیار طولانى نه محال عقلى و ذاتى است و نه استحاله وقوعى در آن فرض مى‏شود و نه محال طبیعى است.

باز مى‏گوئیم: ما آنچه را از گفتار دانشمندان و نتایج كاوشها آزمایشهاى علمى علماى غرب نقل كردیم براى روشن شدن ذهن بعضى از صاحبان افكار سطحى و افراد كم اطلاع بود كه بدانند امكان طبیعى طول عمر مورد قبول علماى بزرگ شرق و غرب است. اما در مورد طول عمر امام زمان - أرواحنافداه - فرضاً هم امكان طبیعى طول عمر ثابت نباشد، تكیه مابر قدرت خدا و اراده بارى تعالى است و از اینكه طول عمر آن حضرت خارق العاده هم باشد، هیچ شبهه‏اى را وارد نمى‏دانیم. زیرا مسأله خارق عادات و ایمان به معجزه اساس قبول و پذیرش نبوات است.

تمام معجزات پیغمبران امور خارق العاده است و این كسانى كه در این موضوع استبعاد مى‏كنند، در مورد معجزات حرفى ندارند و تسلیم هستند. چه فرق مى‏كند، احیاء موتى و زنده كردن مردگان و تبدیل عصا به ثعبان و پیدایش ناقه از سنگ و نزول مائده از آسمان و سخن گفتن كودك در گهواره و ولادت عیسى بدون پدر، با عمر بسیار طولانى.

اگر امكان طبیعى طول عمر را علم تصدیق مى‏كند، امكان طبیعى بعضى از معجزات را تصدیق نكرده است پس چگونه در آن شك مى‏كنیم با اینكه این را قبول داریم.

ما مى‏گوئیم به هر حساب كه باشد، ایراد یا استبعاد طول عمر حضرت قائم آل محمد - عجل الله تعالى فرجه - بى وجه است و اگر تمام عقلا جمع شوند و بخواهند در ایراد به طول عمر آن حضرت یك سخن خردپسند و دلیل معقولى درست كنند ممكن نیست.

خدا فرموده و پیغمبر خبر داده و ائمه طاهرین هم مژده داده‏اند كه حضرت حجت عصر، فرزند حضرت امام حسن عسكرى(ع) همان كسى كه در بامداد روز نیمه شعبان سال 255 عالم را به نور جمال خودمنور ساخت، بعد از غیبت بسیار طولانى كه مردم در امر آن حضرت در حیرت و سرگردانى واقع مى‏شوند و اكثراً به شك و تردید مى‏افتند و عالم پر از ظلم و جور و فشار و ناراحتى و فساد و انواع نگرانیها مى‏شود ظهور مى‏فرماید و جهان را پر از عدل و داد مى‏كند و در دنیا یك حكومت جهانى تشكیل مى‏دهد و قانون واحد اسلام را همه جا اجرا مى‏سازد و در سراسر عالم عدالت اجتماعى را بر اساس تعالیم قرآن بر قرار مى‏نماید.

با اینكه این بشارتها قطعى و مسلم و متواتر است، خداوند هم بر هر كار قادر و توانا است دیگر جاى شبهه و شك و تردید نیست.

این استبعادات طول عمر و سر غیبت همه از وساوس شیطان است و چنانچه توضیح داده شد به هر نحو كه در طول عمر نظر بدهیم، استبعاد طول عمر حضرت صاحب الزمان -عجل الله تعالى فرجه - صحیح نیست. علم و عقل و نقل و قرآن و احادیث و كتابهاى دینى ملل دیگر و آراء و نظر دانشمندان قدیم و جدید و تجربه، همه پشتیبان و مؤید عقیده ما مى‏باشند.

تفاوت و اختلاف مخلوقات در عمر و طول عمر بشر و قیاس آن با استثنائات

باید در نظر داشت كه در عالم آفرینش از مجردات و مادیات و انواع و افراد آنها مخلوقات استثنائى( 10 ) و منفردى وجود دارد كه بین آنها و موجوداتى كه با آنها در یك رشته و تحت یك نوع یا فصل مى‏باشند فاصله و تفاوت بسیار دیده مى‏شود و چون انس ما به همان موجودات یك نواخت و كم تفاوت است، در نظر ما وجوداین افراد آن همه در صورتى كه فاصله و تفاوت زیاد باشد استثناء و شگفت انگیز است.

خواه این فاصله و استثناء از جهت طول یا عرض یا حجم یا وزن یا خصوصیات معنوى و روحى و جهات دیگر باشد و خواه بر ماعلت آن استثناء معلوم باشد و آن را تحت یك قانون از قوانین ظاهرى یا خفى بشناسیم یا علت آن بر ما معلوم نباشد.

از كرات آسمان و ستارگان گرفته تا ذره و اتم، هر كجا برویم یك عده استثنائاتى مى‏بینیم، یعنى موجوداتى را مى‏بینیم كه نسبت به موجودات دیگر از نوع خود واجد یك خصوصیت استثنائى و جالب مى‏باشند.

استثناء در كرات

 

شما از ستاره شناسان و علماى هیئت كه از احوال میلونها ستاره و منظومه و كهكشان و فواصل ستارگان و ابعاد و حجم و قطر آنها كم و بیش اطلاعاتى دارند بپرسید كه آیا در این قوانینى كه شما كرات كواكب و نجوم را تحت سیطره آنها شناخته‏اید موارد استثنائى كه شما هنوز به كشف قانونى كه بر آن حاكم است نایل نشده باشید هست یا نه؟

بپرسید تا جواب مثبت بشنوید.

آیا تفاوتهائى كه در بین این مخلوقات عظیم از جهت حجم و قطر و وزن وجود دارد حد و حصر معینى دارد یا نه؟

یقیناً جواب مى‏دهند حدّ و حصر معین ندارد.

مثلا تقاوتى كه زمین ما با «سدیم المرأة المسلسله» دارد از جهت حجم و قطر و وزن با حساب هیچ محاسبى ( غیر از خدا) معلوم نمى‏شود و براى اینكه تا حدى این تفاوت نزدیك به ذهن شود، تفاوت بین آفتاب و «سدیم المرأة المسلسله» را باید در نظر بگیریم. حجم آفتاب را علماى هیئت نسبت به جحم سدیم المرأه المسلسله مثل حجم یك ذره از ذرات نور آفتاب كه از پنجره‏اى به داخل اطاقى بتابد نسبت به خود آفتاب بر آورد كرده‏اند یعنى آن ذره چقدر از آفتاب كوچكتر است، آفتاب با آن عظمت به همین قدر از سدیم مرأه مسلسله كوچك‏تر است آن وقت زمین ما كه حجمش یك میلیون و سیصد هزار بار كمتر از آفتاب است در جنب سدیم چه خواهد بود؟! و اگر كسى بخواهد حجم سدیم مرأه مسلسله را نسبت به آفتاب بفهمند، طول قطر آفتاب را كه یك میلیون و 390 هزار كیلومتر است با طول قطر سدیم كه سى هزار میلیون سال نورى است مقایسه نماید.

آیا این تفاوت بین زمین ما و سدیم‏ها و از آنها بزرگ‏تر از كجا است؟ و آیا كسى مى‏تواند بگوید ما نمى‏توانیم این همه تفاوت و فاصله اختلاف را در این دو كره قبول كنیم؟

آیا چطور است كه بطور استثناء در میان سیارات منظومه شمسى فقط این زمین ما و به احتمالى هم مریخ صالح از براى پیدایش حیات شد در حالى كه سیارات دیگر این صلاحیت را ندارند و شاید میلیونها ستاره دیگر نیز فاقد این صلاحیت باشند؟

استثناء و اختلاف عمر در دنیاى اتم

 

مى‏گویند: در جهان اتم مزونهائى یافت مى‏شوند كه یكى پس از رهائى از مركز، عمرش یكهزارم ثانیه است و مزونى دیگر به نام هایرون عمرش ده میلیاردیم ثانیه است، یعنى بى نهایت كمتر و كوتاه‏تر آیا این اختلاف را اگر دیروز كه بشر به دنیاى اتم آشنا نبود، به شما مى‏گفتند باور مى‏كردید؟یقیناً نه. ولى امروز آن را یك موضوع مسلم فیزیكى مى‏دانند( 11 )

استثناء و اختلاف عالم گیاه و درخت

 

در عالم نبات نیز استثنائات عجیب و حیرت افزا، فراوان به چشم مى‏خورد در میان اشجار و درختان، درختانى دیده شده‏اند كه از جهت طول یا تنومندى و قطر یا طول عمر فوق العاده اسباب تعجب گردیده‏اند مثل درخت «ارز» لبنان و مثل درختى كه در آمریكا است و به عربى آن را «ام الاجمه» مى‏نامند، یعنى مادر جنگل. این درخت از بزرگ‏ترین درختهاى آمریكا است، درازى آن را بیشتر از سیصد قدم ذكر كرده‏اند سیاحان تازه حالا چهار صد قدم مى‏گویند، قطر ساق آن نزدیك به زمین سیصد قدم و كلفتى پوستش به عرض هجده انگشت.

در اسكاتلند «اكس» انگلیس در عمر بعضى از درختها تأمل كرده دیده‏اند از سیصد سال بیشتر است. یكى از فضلاء محیط یكى از اشجار را اندازه گرفته تقریباً نود قدم بوده و از روى نسبت آن به كوچك‏ترین درخت از همین نوع عمر آن را پنج هزار سال معین كرد.

در كالیفرنیا درخت كاجى است به طول سیصد قدم كه محیط آن سى قدم مى‏باشد و عمرش شش هزار سال است.

غریب‏تر از اینها درخت «عندمى» است در شهر اورتاوا در جزیره تنزیف كه یكى از جزایر كانارى مى‏باشد در دریاى اتلانتیك ( جزایر مزبور به جزایر خالدات معروف است» این درخت محیطش بقدرى است كه اگر ده نفر دور آن دستهاى خود را باز كنند بطورى كه سر انگشتهاى آنها به هم برسد باز به تمام ساق آن احاطه نمى‏نماید و صاحب «الایات البینات» مى‏گوید: حال كه سال 1882 م است «سال تألیف كتاب الآیات البینات» 482 سال مى‏باشد كه جزیره مزبور كشف شده و آن درخت عظیم در وقت كشف جزیره به همین حال بوده كه حالا هست و هیچ تفاوت و تغییرى در منظر آن پیدا نشده و چون نمو اینگونه درختها كند است كه از نمو درختهاى كوجك از همین نوع معلوم مى‏شود، در این صورت خدا مى‏داند چقدر قرون و دهور گذشته تا درخت عندم اورتاوا، به این عظمت و قطر رسیده و یكى از علماى نبات شناص در تعیین عمر این درخت اظهار عجز كرده مى‏گوید: فهم و ادراك بشر از كشف این سر قاصر است و نمى‏تواند به تقریب هم بفهمد كه عندم اورتاوا چند سال عمر كرده همین قدر معلوم و مسلم است كه این نهال كهنسال قرنها پیش از خلفت انسان در كار نشو و نما بوده و زندگانى درازى نموده تا به این قد و قواره رسیده است .

پی نوشت ها :

1) اطلاعات شماره 11805.

2) اطلاعات شماره 11805.

3) مجله دانشمند، شماره مسلسل 61.

4) مجله دانشمند، شماره مسلسل 61.

5) اطلاعات، شماره 11805.

6) شماره 5، سال 38، ص 607 و منتخب الاثر، ص 278.

7) الهلال، شماره 5، سال 38، مارس 1930 و منتخب الاثر، ص 277 و 278.

8) رجوع شود به ترجمه تورات از لغت عبرانى و كلدانى و یونانى به لغت عربى، طبع بیروت، سال 1870 / م.

9) رجوع شود به كتاب اظهار الحق، ج 2، ص 124.

10) البته غرض از تعبیر استثنائى و منفرد در اینجا این نسیت كه استثناء بر اساس قاعده و قانونى نیست و مثل استثنائات عرف ما تبعیض بى جهت و بى مصلحت باشد، بلكه این استثنائات نیز طبق نو امیس خاصه و سنن الهى ظاهر مى‏شود و اطلاق استثناء بر اینگونه پدیده‏ها از جهت این است كه به حسب معتاد و سابقعه و اطلاعات ما به ندرت دیده مى‏شوند. از نظر ما ظهور فلان ستاره یا حادثه جوى یك امر استثنائى و بى سابقه است اما از نظر كسى كه به اوضاع و احوال و حركات ستارگان ومنظومه‏ها عالم است یك امر با سابقه است كه مكرر در دوران صدها هزار سال جهان روى داده است.

11) نور دانش، شماره 6، دوره جدید، سال پنجم.

 

آیت الله صافى گلپایگانى



برچسب‌ها: حضرت ولى عصر ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز آیه قرآن تصادفی