امروز كتابخوانى و علم‏ آموزى، نه تنها یك وظیفه ‏ى ملى، كه یك واجب دینى است.(مقام معظم رهبری)
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
پیام رهبر انقلاب برای وقف کتابخانه‌ توسط خانواده شهید شفیعی
هبر معظم انقلاب نسبت به وقف کتابخانه‌‌ای توسط خانواده شهید بزرگوار مطلب شفیعی (۱) پیامی صادر کردند.
این پیام در پاسخ به نامه‌ درخواست دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور از معظم‌له برای اعطای پیامی به منظور ماندگاری این حرکت فرهنگی از سوی خانواده شهید بزرگوار مطلب شفیعی و الگوسازی و تشویق و ترغیب وقف کتابخانه در میان آحاد جامعه، صادر شد که به شرح زیر است:

بسمه تعالی
به شهید عزیز درود میفرستم و نیز به این پدر و مادر صبور و آگاه و پرگذشت.
امید است حسنات و انوار ساطع از فداکاری این عزیزان و دیگر شهدا، و ایثارگران بزرگوار، سرمایه و ذخیره‌ی ماندگاری برای کشور و تاریخ ما باشد.

سید علی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۲/۱۱

 

۱) «مطلب شفیعی» شهید ۲۰ ساله از شهدای کربلای هشت شلمچه، و از اهالی یکی از روستاهای شهرستان بهاباد یزد و دانشجوی دانشگاه امام صادق تهران بود که پدر ۸۴ ساله و مادر ۸۲ ساله این شهید تنها منزل مسکونی خود را با زیربنای ۲۳۰ مترمربع وقف نهاد کتابخانه های عمومی کشور کردند. این کتابخانه با ۲۵۱ عضو و ۹۸۲۵ نسخه کتاب، طی سفر هفته گذشته‌ی دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به استان یزد افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت.



مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟

مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب در سال ۹۳ کدام است؟

به نظر شما مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۹۳ کدام جمله است؟ لطفاً نظرات خود را از طریقهمین صفحه ارسال یا آن را به شماره‌ی ۲۰۱۱۰ پیامک کنید تا در ذیل همین نوشته منتشر شود.
برای سهولت در انتخاب می‌توانید از جملات برگزیده که در این صفحه منتشر شده و یا صفحات «بیانات»، «پیام‌ها» و جستجو، عبارت مورد نظر خود را بیابید. این نظرسنجی تا بیست و چهارم اسفندماه سال جاری ادامه خواهد داشت.


مرتبط با: امروز ,
برچسب‌ها: رهبر انقلاب , سال ۹۳ ,
سلام آخر آیت‌الله بهجت (ره) هنگام نماز

«تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …

یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟

ادامه مطلب

 
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز آیه قرآن تصادفی
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic